فاطمه جونم مریض شده !
عزیزم الان خوابیدی ... کلا امروز همش خواب بودی و وقتی هم بیدار بودی همش نق میزدی و گریه میکردی ... به زور یه کم بهت سوپ دادم و اب پرتقال ... اینا رو هم حالت نیمه خوابیده تو بغلم بودی که دادم . اصلا حال نداری بشینی و امروز تو همش تو بغلم بودی حتی 1 دقیقه هم برای خودت ننشستی .تویی که هیچ وقت یه دقیقه آروم نبودی.... عزیز دلم تبت خیلی بالاست و من نمیدونم باید برات چی کار کنم . تا حالا شربت استومنوفن بهت دادم هر یه ساعتی 0.5 میلی دادم . الان زنگ زدم پرسیدم مهدیه گفت هر 4 ساعت باید 2.5 میلی بدم ! الان خوابی وقتی بیدار شدی بهت کامل میدم ... عزیز دلم داغی بدنت دلمو میسوزونه ... هنوز باباییت از سر کار نیومده و با اینکه مامان ملوک مثل همیشه کمک ماما...
نویسنده :
بهار
17:52


